یکی از همین روزهاxa0 xa0 باید خدا را صدا بزنم!!!! یک میز دو نفره دو صندلی یکی من٬یکی خدا حرف نمیزنم!!!! نگاهم کافیست!!!! میدانم سرش را پایین می اندازد و برایم اشک می ریزد xa0...